معرفي هنر 37 ص

دانلود مستقیم «معرفي هنر 37 ص» | دسته «کتاب ، جزوه» | دریافت فایل از لنز 24 |

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 36

 

بسم الله الرحمن الرحيم

فهرست

ميزان ارزش‌ هنر به تصوير كردن عوالم غيبي است

معرفي هنر

آموزش آکادمیک هنر

بي مهري آموزش و پرورش به مقوله هنر

آموزش هنر و چالش‌های پیش رو

چكيده

منابع

ميزان ارزش‌ هنر به تصوير كردن عوالم غيبي است

قرآن كريم مي‌فرمايد «هيچ چيزي در عالم هستي وجود ندارد مگر آنكه مخزن آن پيش ماست» يعني ما به قدر معلوم فرو مي‌فرستيم و ظاهر مي‌كنيم به قدر معلوم. بنابراين هنر يعني ظهور غيبت به اندازه معين. در توصيف هنر و زيبايي بسيار صحبت شده و تعاريف ارائه شده اما هيچ كدام عامه‌پسند نبوده و نيست و يك تعريف جامع كه همه مردم و متفكران در سراسر جهان آن را بپذيرند وجود ندارد

دليل اين است كه هنر از انسان است و انسان هم خود يك هنر است. آيا از انسان مي‌توانيم يك تعريف جامع و كامل ارائه كنيم؟ خود انسان هنر است، هنر خدا. خود خداوند هم از آفرينش انسان بعنوان هنر ياد كرده، خداوند در آيه «فتبارك الله احسن الخالقين» شگفتي عجيبي را بيان مي‌نمايد. خداوند خودش را تحسين مي‌نمايد و به خودش تبريك مي‌گويد. در نتيجه آفرينش انسان هنر است و هنر هم از انسان است. در كائنات جز انسان هيچ موجود هنرمندي را نمي‌توانيم بيايم.

‌اسما خداوند بسيارند و متنوع اما خداوند هرگز صراحتاً خود را هنرمند خطاب ننموده است. به ازا هر صفتي كه در اسما خداوند موجود است يك مابه‌ازا در اين جهان وجود دارد. علما مظهر علم ذات حق هستند، پادشاهان مظهر قدرت و هنرمندان هم مظهر بديع بودن خداوند هستند. واژه مترادف بديع در فارسي نوآوري بيان شده است. خداوند نوآوري دارد. خداوند انسان را آفريد. انسان ابداع خداوند است و خود انسان هم بديع و مبدع است. صفت ذاتي انسان ابداع است. آيا تاكنون انديشيده‌ايم كه چه ويژگي‌ در انسان است كه مظهر اسم بديع است؟

انسان به حيث صفت وامدار صفات خداوند است يعني همان كمال تجلي و تجلي كمال. هم حيث رحمت خداوند و هم حيث قهار در آفرينش انسان به كار رفته است، به بياني انسان همه صفات خداي بزرگ را منعكس مي‌كند. قهار جبار، رحيم، كريم، ستار، عالم، قادر و…. همگي در وجود انسان‌ها نهاده شده اند. واقعاً در هستي چه چيزي است كه در انسان نيست؟

بان انسان، هستي را تعيين مي‌كند و اين يعني مرزهاي هستي زبان ما است. ما همه چيز را منعكس مي‌كنيم در اين جا يك تقابل وجود دارد و آن اين كه ما هم فرشته هستيم و هم شيطان. هم رحيم هستيم و هم جبار، هم شقي هستيم و هم سعيد. حال ظهور اين صفات در افراد مختلف متفاوت است. با اين تقابل عوالم انساني بسيار وسيع و گسترده مي‌شود.

هنر بررسي و آفرينش آنچه كه هست نيست بلكه بررسي و خلق چيزهايي است كه مي‌تواند باشد، اما نيست. ميزان ارزش‌ هنر اين است كه بتواند عواملي را كه اكنون نيستند تصوير كند. براي مثال نقاشي «پيكاسو» چيزهايي را تصوير مي‌كند كه اكنون وجود ندارد. ولي من هنر ناشناس احساس مي‌كنم اگر به صورتي گنگ‌ رنگ‌ها را روي بوم بپاشم كار «پيكاسو» را انجام دادم. اينها عوالم گوناگون انسان هستند. آيا شما ميتوانيد عالم را منهاي هنر تصوير كنيد؟ شايد بتوان تصوير كرد اما من حاضر به زيستن در آن عالم نيستم.

هنر هر كس براساس ارتباطش با مخازن غيب است. همه ما خفيه و زواياي غيبي داريم. حتي گاهي انسان از خفيه‌هاي غيب وجودش آگاهي ندارد. براي مثال از عالم غيبت هنري روي قلم شما مي‌آيد و شما آن را در جهان واقع مي‌نگاريد. همه ما به جهان غيب متصل هستيم. اگر كسي آمادگي داشته باشد مي‌تواند با دستمايه قرار دادن هنري كه از جهان غيب آمده، از طريق يك رابطه دو سويه به جهان غيب بازگردد.