یک روایت کلاسیک؛ ماجرای توسعه مخفیانه مدل افسانه ای چارجر دایتونا توسط دوج

0 1

کمپانی های خودروسازی اغلب در زمان تست خودرو های جدید خود، بدنه آن ها را استتار کرده و یا از یک بدنه فیک و ساختگی استفاده می کنند. هدف از این استتار، پنهان سازی بدنه و شکل واقعی خودرو پیش از رونمایی از مدل نهایی آن است.

به این ترتیب خودروسازان می توانند خودروهای خود را در دنیای واقعی و تحت شرایط حقیقی مورد آزمایش قرار داده بدون آنکه نگران دیده شدن خودرو و لو رفتن ویژگی های آن پیش از معرفی به بازار باشند.

هر کمپانی خودروسازی برای در راستای این موضوع و استتار خودروهای خود روش و تکنیک های متفاوتی را به کار برده و خودروهای می توانند به صورت خیلی حرفه ای و پیچیده و یا حتی ابتدایی و سطحی پوشیده شده و لو رفتن اطلاعات مربوط به آن ها جلوگیری شود.

یکی از عجیب ترین طرح های استتاری که صنعت خودروسازی تاکنون به خود دیده، مربوط به زمانی است که کرایسلر یکی از خودرو های تست کارخانه خود را نقاشی کرده و تلاش کرده است تا متوجه شود اگر بابی ایزاک (یکی از معروف ترین رانندگان مسابقات اتومبیل رانی نسکار) این خودرو را براند چه اتفاقی رخ خواهد داد.

خبرنگاران و جاسوسانی که از جانب شرکت های بزرگ به دیدن این تست در زمین چلسی پروینگ گرند آمده بودند. خودروی قرمز رنگ ماتی را دیدند که عدد 71 بر روی درب های آن درج شده و در حال طی کردن دور پیست با بیشترین سرعت ممکن بود.

در حقیقت، این خودرو که با اسم DC-74 نام گذاری شده بود یکی از دو خودروی تستی بود که کرایسلر در زمان توسعه چارجر دایتونا در سال 1969 از آن ها استفاده می کرد.

در راستای درک بهتر این ماجرا بد نیست بدانید که به خودرو های عضلانی تولید شده توسط کمپانی های فورد، پلیموت، مرکوری و داج که در طی مسابقات نسکار در اواخر دهه 60 میلادی یک دیگر را به چالش کشیده و بر سر کسب عنوان قهرمانی با یکدیگر رقابت می کردند.

. درست زمانی که دو کمپانی فورد و پلیموت (نماینده کرایسلر) متوجه شدند ساده سازی و سبک کردن خودرو ها درست به اندازه قدرت موتور آن ها مهم است، رقابت بین آن در طی این مسابقات شدید تر شده و تلاش برای کسب مقام اول توسط این کمپانی ها شدت یافت.

زمانی که دوج چارجر 500 در سال 1969 میلادی به موفقیت زیادی دست پیدا نکرد و عملا با اقبال عمومی روبرو نشد کرایسلر تصمیم گرفت که از مباحث آئرودینامیکی در ساخت یک مدل جدید استفاده کند.

بنابراین حرکت برای تولید چارجری که علاوه بر تجهیزات قبلی فول آئرو بوده و مجهز به دماغه مخروطی و بال ها خاص باشد آغاز شد. اما این کار بدون جلب توجه خبرنگاران و جاسوسانی که بدنبال کوچک ترین حرکت بودند چگونه ممکن بود؟

زمانی که مهندسان آئرودینامیک کرایسلر اولین مدل آزمایشی چارجر دایتونا را برای تست در پیست چلسی پوروینگ گرند قرار  دادند می دانستند که پنهان سازی این خودرو برای مدت طولانی از دید خبرنگاران و جاسوسان کمپانی های خودروسازی دیگر امکان پذیر نیست.

همچنین آن ها نمی خواستند که دیگر خودروسازان متوجه شوند که هدف از طراحی و تولید این خودرو بدست آوردن یک نتیجه فوق العاده در مسابقات نسکار است، چرا که کمپانی های خودروسازی نباید پیش از عرضه خودرو ها و در زمان طراحی و تولید درگیر مسابقات نسکار شوند.

در همین راستا مدیران کرایسلر تصمیم گرفتند تا چارجر دایتونا را با بدنه ای به رنگ قرمز و با اسم DC-74 وارد زمین چلسی پرونیگ گرند کنند. بابی ایزاک عموما از خودرو هایی در مسابقات نسکار استفاده می کرد که رنگ بدنه آن ها قرمز بود.

بر روی درب های این خودرو با رنگ سفید عدد 71 نوشته شده بود و از فاصله دور طوری به نظر می رسید که یک خودروی مسابقه ای مخصوص مسابقات K&K است. اما ازنزدیک ماجرا کاملا متفاوت بوده و سوال های بی جواب بسیاری راجب  DC-74 مطرح می شد.

خوشبختانه در سال 1969 میلادی لنز های تله فوتو چندان پیشرفت نکرده و نمی توانستند از فاصله دور جزئیات زیادی را ثبت کنند. بنابراین این نحوه استتار پاسخ داده و مهندسان کرایسلر توانستند جزییات این خودرو را از دید خبرنگاران و جاسوسان مخفی نگه دارند.

بالی که در قسمت پشتی DC-74 قرار داشته با بالی که در نهایت بر روی مدل خروجی چارجر دایتونا نصب شده کاملا متفاوت است، چرا که تیم توسعه دهنده این خودرو زمانی که مدل آزمایشی را راهی زمین چلسی پرونیگ می کند هنوز نتوانسته بودند به مدل مناسبی از بال پشتی که شکل و ارتفاع درستی داشته باشد دست پیدا کند.

برجستگی هایی که بر روی دماغه مخروطی این مدل آزمایشی قرار داشتند به جهت نگه داری یک لوله پیتو در نظر گرفته شده بودند. این لوله که در واقع از ابزار دیگر مهندسان کرایسلر در راستای مباحث آئرودینامیکی است و عموما در جهت برابر سازی فشار داخل خودرو با فشار محیط بیرونی به کار برده می شود.

اسکوپ های چرخی که بر روی چرخ های جلو چارجر دایتونا قرار گرفته با اسکوپ های مدل آزمایشی بسیار متفاوت است. گفته می شود دلیل وجود حفره های روی دماغه مخروطی این مدل آزمایشی، دیده شدن چراغ های جلوی خودرو در هنگام رانندگی است.

احتمالا این موضوع به قوانین پیست چلسی پروونیگ گرند مربوط می شد، چرا که مطابق با قوانین این پیست هنگامی که سرعت خودرو ها از یک عدد خاص بیشتر می شود چراغ آن ها باید حتما روشن شود.

باید در نظر گرفت که DC-74 در زمان تست هنوز به چراغ های flip up که باید در تمامی خودرو های خیابانی وجود داشته باشد مجهز نبود.

در انتها از شما دعوت می کنیم که به مدلی که کرایسلر با آن در مسابقات نسکار شرکت کرده نگاهی بیاندازید و آن را با DC-74  مقایسه کنید. شما با بکار گیری دقت فراوان می توانید تفاوت مدل آزمایشی و نهایی را تشخیص دهید.

هرچند که چارجر دایتونا بسیار شبیه به خودروی آزمایشی است که بابی ایزاک آن را رانده است اما کسی که پشت فرمان نسخه مخصوص مسابقات نسکار نشسته ایزاک مشهور امریکایی نیست.

در واقع چارجر دایتونا استفاده شده در مسابقات نسکار کرایسلری است که تلاش می کند با شیطنت فورد را به چالش کشیده و این کمپانی خودروسازی امریکایی را در این سری مسابقات شکست دهد.

گفتنی است که در نهایت چاجر دیتونا موفقیت های عظیمی را در مسابقات نسکار کسب کرد و در نسخه خیابانی تبدیل به یکی از با ارزش ترین خودروها در دوران طلایی صنعت خودروسازی آمریکا شد.

منبع: یک روایت کلاسیک؛ ماجرای توسعه مخفیانه مدل افسانه ای چارجر دایتونا توسط دوج

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.