داستان پشت پرده Call of Duty: WWII؛ نگاهی به تاریخچه قدیمی ترین لشکر پیاده آمریکا

0 0

آخرین ساخته اسلج‌همر گیمز، Call of Duty: WWII مدتی پیش به بازار آمد و نقدهای قابل قبولی دریافت کرد. WWII یکبار دیگر به ریشه هایی بازگشته که روزی باعث شهرت این فرنچایز بودند و ریشه هایی که برای نزدیک به یک دهه، به دست فراموشی سپرده شده بودند. اما این صرفاً یک فرصت دیگر برای روایت داستان های قدیمی جنگ، با حضور «نسل برتر» نیست. لایه ای اضافه از مسئولیت پذیری به چشم می خورد که در اعماق داستان سرایی بازی پیاده شده است.

Call of Duty: WWII از نگاه سربازی جوان در «لشکر پیاده نظام نخست» ارتش ایالات متحده دنبال می شود؛ واحد نظامی کماکان فعالی که سال گذشته 100 ساله شد. این یعنی لشکر نخست، قدیمی ترین لشکر پیاده نظام ایالات متحده است؛ لشکری که هم جلوداری برای تمام لشکرهای پیاده نظامی بعدی خود بوده و هم سرمشقی برای آنها. سربازان این لشکر، از زمان جنگ جهانی نخست بی وقفه مشغول خدمت به کشورشان بوده اند و دائماً در تماشاخانه های سراسر جهان به تصویر کشیده می شوند.

جدیت لازم برای روایت بخشی از تاریخچه لشکر نخست به راحتی هنگام مصاحبه با اسلج‌همر گیمز در جریان نمایشگاه E3 مشهود بود. «این مسئولیتی سنگین است». تولگا کارت، مدیر ارشد توسعه بخش تک نفره WWII ادامه داد: «یک نفر قبلاً از من پرسید که آیا این یک موهبت است یا یک نفرین. یک موهبت است، ما می توانیم روی زندگی میلیون ها بازیکنی تاثیر بگذاریم که پیشتر با چنین چیزی مواجه نشده اند.»

برای کسب اطلاعات بیشتر، وب سایت پالیگان با «کانتینی پارک» واقع در ویتون ارتباط برقرار کرد؛ تاسیساتی منحر به فرد که در حومه های غربی شیکاگو بنا شده است. نکته جالب اینجاست که این تاسیسات، در ایالت محل تولد رابرت آر. مک کورمیک بنا شده است؛ کلنلی بازنشسته در لشکر نخست و بنیان گذار خبرگزاری شیکاگو تریبون. کانتینی ضمناً موزه لشکر نخست را هم در خود جای داده است.

در ادامه این مقاله، وب سایت پالیگان به صحبت با دکتر پاول اچ. هربرت نشسته که مدیر اجرایی موزه لشکر نخست به حساب آمده و خود نیز کلنلی بازنشسته در ارتش ایالات متحده است. ادامه این مقاله را با یکدیگر می خوانیم.

تغییر الگو

«لشکر، مفهومی نسبتاً مدرن است». هربرت ادامه می دهد: «این مفهومی نظامی است که به قرن بیستم تعلق دارد و مفهومی که توانسته تا قرن بیست و یکم هم دوام بیاورد؛ بازتابی است از انقلاب صنعتی قرن بیستم.»

پیش از شکل گیری لشکر پیاده نظام نخست در ژوئن 1917، ارتش ایالات متحده به هنگ تقسیم می شد. هنگ، گروهی شامل هزار سرباز بود که اکثراً تفنگ به دست داشتند و تجهیزات دیگرشان توسط سربازان سواره نظام و روی اسب حمل می شد. فرماندهی و کنترل، تقریباً به همان شیوه قرون وسطایی انجام می شد؛ با پرچم ها و شیپورچی هایی که به سربازان می گفتند به کدام سو بروند.

پیش از شکل گیری لشکر پیاده نظام نخست در ژوئن 1917، ارتش ایالات متحده به هنگ تقسیم می شد

لشکر پیاده نظام نخست، به مراتب گسترده تر بود. در آغاز این لشکر بالغ بر 18 هزار سرباز را در خود جای می داد اما فارغ از ابعادش، ساختار منحصر به فردی هم داشت. لشکر نخست، اولین نیروی «متمرکز» واقعی ارتش ایالات متحده بود. در هسته اش هزاران پیاده نظام سنتی داشت، اما عنصر پشتیبانی توپخانه ای، عنصر پشتیبانی هوایی و عناصر ارتباطی و ترابری، نبردهای این لشکر را متمایز می کردند.

برای نخستین بار در تاریخ، لشکر ایالات متحده تحت فرمان تنها یک افسر قرار گرفت و هرآنچه برای شکل گیری نبردهای مدرن لازم بود، به صورت خودگردان اداره می شد. چالش، تشکیل نیرویی بود که اعضایش می توانستند در ابعاد وسیع با یکدیگر همکاری کنند؛ معمولاً هم در نقطه ای دورافتاده و به دور از کُرنای ترومپت.

هربرت می گوید «چالش بنیادین این است که شما تلاش می کنید تعاملات هنگ پیاده نظام را با هنگ توپخانه همگام کنید.» در جنگ جهانی نخست، توپ ها دیگر سلاحی برای «شلیک مستقیم» نبودند. توپخانه های آن زمان چنان برد زیادی داشتند که خدمه دیگر نیازمند دیدن دشمنانی که به آنها شلیک می کردند نبودند. در عوض، خمپاره اندازها و سایر سلاح های بزرگ جایگزین توپ ها در خطوط مقدم شدند؛ موج نخست دشمنان را از پیش رو بر می داشتند تا پیاده نظام حمله ای رعدآسا داشته باشد. روش های تازه ای از مبارزه در پیش گرفته شد، و هماهنگی و زمان بندی عناصری کلیدی بودند.

بالای سر

اولین آزمایش عملکرد لشکر نخست در بیست و هشتم ماه مه 1918 و در نزدیکی کانتینی فرانسه انجام شد. «معمولاً به افسران می گویم تا نگاهی موشکافانه نسبت به این نبرد آغازین در تاریخ لشکرها داشته باشند.» هربرت توضیح می دهد: «می توانید به فرمان هایی که به لشکر نخست داده شد نگاه کنید. اگر قرار باشد چنین مستندی را به یک افسر ارتش امروزی بدهید، او نگاهی به برگه خواهد کرد و دقیقا متوجه منظورش می شود. فکر می کنم اگر همین فرمان ها را به یولیسیز سایمن گرانت [سرلشکر نیروهای داوطلب آمریکا و هجدهمین رییس جمهور آمریکا] نشان بدهید، او سردرگم خواهد شد. او دقیقاً متوجه نخواهد شد که شما درباره چه چیزی صحبت می کنید.»

در نبرد کانتینی، یک نیروی آلمانی تپه ای کوچک را به تصرف خود درآورده بود و از آن برای رصد سربازان متحدین استفاده می کرد. هنگ توپخانه لشکر نخست می توانست وارد منطقه شده و سلاح های آلمانی ها را بمباران کند. با از پیش رو برداشتن این سلاح ها، پیاده نظام ایالات متحده حمله پایانی را به صورت موازی با شلیک توپخانه پیش می برد و در عین حال، شلیک توپ ها به گونه ای زمان بندی شد که با سرعت پیشروی پیاده نظام هماهنگ باشد. بعد از بازپس گیری منطقه تحت تصرف آلمانی ها، آمریکایی ها با پشتیبانی توپخانه، نیروی هوایی و نیروی زرهی فرانسه، حمله متقابل را خنثی می کند.

بدون شک این نبردی نسبتاً کوچک بود، اما به متحدین اروپایی اثبات کرد که آمریکایی ها با راه و روش نبرد آشنا هستند. «خودتان را جای افسری بگذارید که این نبرد را برنامه ریزی کرده است.» هربرت ادامه می دهد: «تمام این مسائل –تانک ها، هواپیماها، ماشین گان ها- تکنولوژی های برتر زمان خود بوده اند. تمام این تکنولوژی ها در آن زمان به همان اندازه ای برای فرماندهان غریب بوده اند که نانوتکنولوژی و نبرد سایبری برای نسل فعلی افسرها غریب هستند. این یک نقطه تحول بوده است.»

«و لشکر جانانه می جنگید. لشکر نخست در کانتینی و سایر نبردهای خود در جریان جنگ جهانی اول موفق شد؛ درست مانند 48 لشکر دیگری که آمریکا به فرانسه فرستاد.»

هربرت به برخی از تاثیرگذارترین چهره های لشکر نخست در آن دوران اشاره می کند. از میان افراد نام برده می توان به رابرت بولارد اشاره کرد که ژنرال دوم این واحد بود و رهبری نبرد کانتینی را برعهده داشت. پس از او نام جرج سی. مارشال به گوش می رسد که مدیر دفتر ارتش آمریکا بود و معماری طرح مارشال برای بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم را برعهده داشت.

فرمانده تاثیرگذار دیگر لشکر نخست در آن زمان، تئودور روزولت جونیور، فرزند تئودور روزولت رییس جمهور بود. هربرت او را مردی شدیداً تاثیرگذار بر سربازان زیر نظرش توصیف می کند. روزولت جونیور بود که فرماندهی هنگ پیاده نظام بیست و ششم لشکر نخست را در کانتینی برعهده داشت و وی بود که به خنثای نخستین ضد حمله آلمانی ها کمک کرد. همین روزولت جونیور بعداً و در جریان جنگ جهانی دوم، به لشکر نخست بازگشت.

مشعل، هاسکی و اوورلُرد

تئودور روزولت جونیور

هربرت می گوید وقتی لشکر پیاده نظام نخست عازم نبرد در جنگ جهانی دوم شد، نیرویی با قدرت نظامی به مراتب بالاتر بود. بخشی از این موضوع، خیلی ساده به پیشرفت های تسلیحاتی از زمانی جنگ جهانی نخست باز می گردد. لشکر نخست توپخانه وسیع تری داشت، ماشین گان های بیشتری به اختیار گرفته بود و کاملاً موتوری شده بود؛ یعنی تک تک سربازها با وسایل نقلیه به نبرد فرستاده می شدند. این موضوع سبب شد لشکر نخست، سریع تر و مرگبارتر از هر زمان دیگر باشد.

تغییر کلیدی دیگر، بهره گیری از رادیو بود.

«ارتباطات در جنگ جهانی نخست اساساً به کمک تلفن انجام می شد.» هربرت توضیح می دهد: «شما سیم های فیزیکی را در سرتاسر زمین نبرد می کشیدید، از یک مقر فرماندهی به مقر فرماندهی دیگر… و هماهنگی ها به این شکل انجام می شد. ضمناً آنها از دونده ها هم استفاده می کردند.»

«رساندن اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر بسیار بسیار سخت بود و هماهنگی سریع هم همینطور. از زمانی که لشکر نخست به صورت بدون سیم هماهنگی ها را انجام داد، همه چیز تغییر کرد.» شاید مهم ترین نکته، این حقیقت باشد که بسیاری از افرادی که فرمان ها را از طریق این رادیوها اعلام می کردند، همان افرادی بودند که تقریباً یک نسل قبل، هدایت لشکر نخست را در نبردها برعهده داشتند.

بسیاری از افرادی که فرمان ها را از طریق رادیوها اعلام می کردند، همان افرادی بودند که تقریباً یک نسل قبل، هدایت لشکر نخست را در نبردها برعهده داشتند

عنصر مهم در موفقیت های ابتدایی لشکر نخست، افسر فرمانده آن بود؛ ژنرالی دو ستاره به نام تری آلن که هربرت او را «افسری مغرور و سنت شکن» توصیف می کند. زیر نظر او، ژنرال تک ستاره دیگری فعالیت می کرد که به همان میزان مغرور و سنت شکن بود و کسی نبود جز تئودور روزولت جونیور.

تحت نظر آلن و روزولت، لشکر نخست یکی از اولین گروه هایی بود که طعم نبرد را در جنگ جهانی دوم چشید. این لشکر نقشی اساسی در «عملیات مشعل» (حمله متحدین به آفریقای شمالی) و «عملیات هاسکی» (حمله متحدین به سیسیلی) ایفا کرد. هربرت توضیح می دهد که رکورد نبردهای لشکر نخست به قدری چشمگیر بود و رهبری آن به قدری صریح که بنابر گزارش ها، ژنرال عمر بردلی به تمسخر گفته «لشکر نخست فکر می کند ارتش ایالات متحده شامل یک لشکر نخست و هشت میلیون جایگزین است».

بعد از سیسیلی، هدایت لشکر نخست به ژنرال کلارنس هیوبنر واگذار شد که خود یکی از کهنه کاران نبرد کانتینی در سال 1918 میلادی بود. «هیوبنر همراه با هنگ بیست و هشتم در جنگ جهانی نخست جنگید.» هربرت ادامه می دهد: «او در تمام نبردهای بزرگ جنگ جهانی نخست جنگید و در همه آنها، عضوی از لشکر نخست بود. او قطب مخالف تری آلن به حساب می آید. او یک سرباز حرفه ای بود. سختگیر و حقیقتاً اهل انضباط.»

«او به کاری که باید انجام می شد تسلط داشت. او اعتقاد داشت باید سربازها را شدیداً تحت تعلیم قرار داد و بعد از آن، باز هم تعلیم شان داد. اگر آنها غر می زدند، خیلی ساده به معنای روحیه قوی شان بود. بنابراین آنها را باز هم تعلیم می داد تا بیشتر از پیش غر بزنند.»

هربرت دقت فزاینده هیوبنر به جزییات را عامل عملکرد بی نظیر لشکر نخست در فرودهای «روز دی» می داند؛ زمانی که «شماره یک بزرگ قرمز» پا به ساحل اوماها گذاشت.

باقی داستان

فرودهای روز دی و حمله به نورماندی داستان هایی هستند که طی 70 سال اخیر، بارها روایت شده اند و نقشی اساسی در کمپین داستانی Call of Duty: WWII ایفا می کنند. اما داستان لشکر نخست در همین جا به پایان نمی رسد.

این واحد نظامی نبردهای شجاعانه ای را دوشادوش متحدین پشت سر گذاشت و جزو نخستین گروه هایی بود که با عبور از رودخانه راین، وارد قلب آلمان شد. در واقع به گفته هربرت، لشکر نخست طی چهار ماه پایانی جنگ جهانی دوم، تلفات بیشتری نسبت به شش ماهه منتهی به حمله نورماندی از خود به جای گذاشت که فرودهای روز دی و نبرد بولج را شامل می شد.

لشکر پیاده نظام نخست آمریکا جزو اولین گروه هایی بود که با عبور از رودخانه راین، وارد قلب آلمان شد

لشکر نخست نه تنها هنگام شکل گیری اتحاد اروپایی ها در صحنه حاضر بود، بلکه تا پایان نیز جنگ را به چشم دید. وقتی فرمان آتش بش در روز هشتم مه 1945 صادر شد، لشکر نخست در میانه یک حمله بود.

هربرت می گوید: «این سربازان به معنای واقعی کلمه مسیر ساحل اوماها در فرانسه را تا چک اسلواکی پیمودند. آنها هر روز می جنگیدند و تنها استثنا، استراحت دو هفته ای پس از نبرد در جنگل هورتگن بود. لشکرهای دیگری هم هستند که می توانند ادعایی مشابه داشته باشند. به عنوان مثال لشکر هوانورد صد و یکم را در نظر بگیرید؛ اما این لشکر به نبرد می رفت و باز می گشت. بعد از هر نبرد، لشکر هوانورد صد و یکم به انگلیس باز می گشت و چند هفته استراحت می کرد تا برای پرش بعدی خود با چتر آماده شود. اما لشکر نخست اینگونه نبود.»

اواخر جنگ، لشکر نخست نقشی کلیدی در آزادی چندین اسارتگاه ایفا کرد و زندانیان زیادی را از دست نازی ها رهانید. «در روز هشتم مه، لشکر نخست یک نیروی نظامی است و در روز نهم مه، هیچ ماشه ای را نمی کشد. در عوض تلاش می کند به وضعیت ده ها هزار بی خانمان، پناهنده و قربانیان اسارتگاه ها رسیدگی کند.»

بعد از جنگ جهانی دوم، لشکر نخست به نبردهای ویتنام، بالکان، عراق و افغانستان فرستاده شد. تاریخچه کامل این واحد نظامی، برای چنین مقاله ای و حتی یک کتاب بسیار طولانی است. به همین خاطر است که اخیراً به خاطر سرمایه گذاری 25 میلیون دلاری کانتینی پارک، موزه لشکر نخست افتتاح شده است. منابع تازه، به هربرت و سایر کارمندان کمک می کند تا داستان لشکر نخست مدرن را به گوش مردم برسانند.

بخشی از ماموریت هربرت به عنوان مدیر اجرایی موزه لشکر نخست، کمک به بازدیدکنندگان در درک تاثیر دنباله دار «شماره یک بزرگ قرمز» در جهان مدرن است. هنگامی که در ماه آوریل 2017 و مدتی بعد از رونمایی Call of Duty: WWII با وی مصاحبه شد، هربرت به توضیح درباره المان های مختلف لکشر نخست که امروزه در فراسوی آب ها مورد استفاده قرار می گیرند صحبت کرد.

«لشکرهای امروزی به شکل کاملاً متفاوتی نسبت به جنگ جهانی دوم، جنگ سرد یا جنگ ویتنام مورد استفاده قرار می گیرد. آنها به عنوان یک لشکر وارد عمل نمی شوند، بلکه به عنوان تیپ های نظامی فعالیت می کنند. این تیپ ها بخش کوچکتری از لشکر هستند و به هر نقطه ای از جهان که لازم باشد ارسال می شوند.»

«در حالی که من و شما مشغول صحبت هستم، مقر لشکر نخست در بغداد قرار دارد و به وزارت دفاع عراق در برابر داعش یاری می رساند. تیپ هوانورد لشکر پیاده نظام نخست همن هفته گذشته پس از ماموریتی نه ماهه در افغانستان و تلاش برای حمله هوایی علیه طالبان و داعش در روندی هر روزه، به خانه بازگشت.»

«امروز می توانید به هر نقطه ای از جهان بروید، تقریباً هر محلی که تیتر خبرگزاری ها را به خود اختصاص داده و در آنجا شاهد حضور لشکر پیاده نظام نخست خواهید بود.»

بنابراین هنگامی که طرفداران فرنچایز Call of Duty مشغول تجربه WWII هستند، صرفاً جای پای پدربزرگان خود را دنبال نمی کنند؛ بلکه نقش نسل پیشین سربازهایی را ایفا می کنند که امروز در حال خدمت به آمریکا هستند.

منبع: داستان پشت پرده Call of Duty: WWII؛ نگاهی به تاریخچه قدیمی ترین لشکر پیاده آمریکا

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.